شنتياشنتيا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

شنتیا پسر ناز

مامامان-بابا

سلام واسه اولین بار دیشب گفتم مامامان و بابا یه عالمه پشت سر هم اگه بدونید مامان اینا چقدر خوشحال شدن و منو تشویق کردن نمیدونستم اینقدر خوشحال میشن از این به بعد همش میخوام مامامان اینا رو صدا کنم تا بیشتر از همیشه منو دوست داشته باشن خدافظ یا علی
29 آبان 1390

متولد ماه آبان

سلام جاتون خالی یک ساله شدم. دیگه کسی نمیپرسه شنتیا آقا چند ماهشه. از این به بعد من هم دیگه با این که چند سالمه شناخته میشم. روز تولدم رفته بودیم با آقام اینا آتلیه عکس یادگاری بگیریم . آقاهه و خانومه که عکس میگرفتن خیلی خوش اخلاق بودن و من رو هم خیلی تحویل گرفتن و از من خیلی خوششون اومده بود. خیلی عکسای قشنگی گرفتم.آقام اینام با من یه عکس سه نفری گرفتن که اون عکس هم خیلی قشنگ شد. بعدا عکسامو میزارم ببینید. یه کیک تولد واسم سفارش داده بودن نمیدونید چقدر بزرگ بود یه عدد یک هم به نشونه یک سالگی گذاشته بودن روی کیک مواظب خودتون باشید شاد باشید
29 آبان 1390

قدم هایی به تنهایی

سلام یه خبر خوب این که من دیگه دارم تمرین راه رفتن میکنم الان سه روزه که خودم روی پاهای خودم وایمیسم اولین بار ننه جونم منو دید که دارم راه میرم بعد شب که آقام از اداره اومد این خبر خوب رو به آقا جونم داد نمیدونید آقام اینا چقدر از راه رفتن من خوشحال شدن همش منو تشویق میکنن که من خودم راه برم . دارم تمرین میکنم بتونم یواش یواش تعادلمو بیشتر حفظ کنم .راه رفتن خیلی خوبه آدم زودتر به آشپزخونه و حموم میرسه - شاد باشید - خدافظ
17 آبان 1390
1